تاریخچه بازرسی در ایران

تاریخچه بازرسی در ایران

 

بازرسي در حكومتهاي ايراني

 بازرسي در حكومتهاي ايراني از طاهريان تا حمله مغول به عهده ديوان اشراف بود. اين ديوان يكي از مهم ترين ادارات كشور بود كه وظيفه آن بازرسي دقيق در رفتار و كردار وزيران و كاركنان دولت و سرداران سپاه بود. اعضاي ديوان را شرف مي ناميدند و رييس ديوان بر همه مشرفان كه در نقاط مختلف مملكت مامور خدمت بودند رياست داشت، و در كنار مشرفان، ماموراني بودند كه وظيفه آنان جاسوسي و كشف خبر بود. اين ماموران منهي ناميده مي شدند و براي كسب اطلاعات با مشرفان همكاري مي كردند و ديوان ديگري هم با نام ديوان بريد، با ديوان اشراف همكاري مي كرد تا گزارشهاي مشرفان به سرعت به مقصد برسد. ديوان بريد مجهز به چاپارهاي سوار بود ولي در موارد فوري و مهم به طور معمول گزارشها را با پيك مخصوص به مقصد مي فرستادند و به ظاهر شغل اشراف مهم تري از بريدي بود.

چنانكه بيهقي مي نويسد:

'به روزگار پدر شرم او را اجابت كردن، بريدي به او داد و اشراف كه مهم تر بود به بوالقاسم' در حكومتهاي پس از حمله مغول تا انقلاب مشروطيت، سازمان معيني كه عهده دار وظيفه بازرسي باشد مانند ديوان اشراف و ديوان بريد ملاحظه نمي گردد. ولي مسلما خبرگزاري و خفيه نگاري دراين زمانها نيز وجود داشته است به طوري كه در زمان شاه عباس حكام و ماموران ديواني مكلف بودند كه به طور مرتب او را از همه وقايع و حوادث حوزه حكومت ياماموريت خويش آگاه كنند ولي آن پادشاه به گزارشهاي رسمي و ديواني قانع نبود و براي اينكه از جزييات زندگاني مردم و طرز رفتار سران و حكام و عمال نامه هاي خصوصي يا به وسيله فرستادگان ناشناس او را از اوضاع و احوال اجتماعي و نظامي و سياسي و رفتار حكام و ماموان مطلع مي ساختند. شاه عباس عده اي از معتمدان خود را هم مامور كرده بود كه در پايتخت و ساير شهرهاي ايران به شكايات مردم از رجال و امناي دولت گوش دهند و او را از جريان كارها باخبر نمايند؛ شاه خود نيز گاه تنها يا با چند تن از نديمان و نزديكان در شهر به گردش مي پرداخت و بي خبر به دكان يا خانه مردم داخل مي شد و گاه نيز به صورتي ناشناس و با لباس مبدل تنها يا با يك دو همراه در شهر مي گشت و به درد دل مردم گوش مي كرد و از نظرهاي آنان نسبت به حكومت و مامورين دولتي باخبر مي شد تا آنجا كه منشي مخصوص او اسكندر بيك تركمان مي نويسد:

'جزوي و كلي و نقير و قطمير آنچه در ممالك ايران بل عرصه جهان سانح مي شود گويا بر ضمير منيرش پرتو ظهور مي اندازد'. (نصرالله فلسفي، ص 177)ـ شاه عباس همچنين براي محدود كردن قدرت بيگلر بيگليها و حكام ولايات تني چند از ماموران مركزي را كه تابع مركز بودند به استانهاي آنها مامور مي كرد. اينان مي بايست مراقب بيگلر بيگليها باشند و كارهاي آنها به مركز گزارش دهند.

 

بازرسي در زمان معاویه

با تشكيل حكومت امويان معاويه به امر بازرسي اهتمام ورزيد و اداره اي به نام بريد به وجود آورد تاسيس اين اداره در آغاز براي آن بود كه دمشق با سرعت هرچه بيشتر از جريان كارهاي عراق و فارس و مصر مطلع شود. بعدها آن اداره توسعه يافت و مراقبت در كارهاي ماموران و همراهان خليفه نيز به آن واگذار شد و رئيس بريد در آن روزها رييس كل بازرسي خليفه به شمار مي آمد. از جمله وظايف مهم اداره بريد آن بود، كه اخبار محرمانه خليفه را به ماموران عالي رتبه مي رساند و از وضع آنان خبر مي آورد و درباره اوضاع مالي لشكري و كشوري و غيره گزارشهاي مرتب به خليفه مي داد و يكي از علايم تيرگي روابط خليفه و عمال او قطع روابط بريد با آنها بود. اداره بريد در زمان خلفا به اشخاص بسيار مطمئن و با فكر و تدبير واگذار مي شد.

 

 

بازرسي در زمان عباسيان

عباسيان به موضوع بريد علاقه بسيار داشتند و به آن اهميت مي دادند تا آن جا كه در پاره اي موارد خودشان جزو اداره بريد در مي آمدند و اوضاع و احوال افراد و مملكت را به طور شخصي تفتيش مي كردند، گاه هم اين بازرسي علني بود. بدين صورت كه خليفه مامور مخصوصي براي مراقبت وزير يا قاضي يا استاندار و امثال آن تعيين مي كرد. منصور خليفه عباسي مي گفت بيش از هر كس به چهار مامور نيازمندم اول قاضي بي پروا و بي باكي كه جز خدا و عدالت چيزي در نظر نمي آورد. دوم رييس پليسي كه داد ستمديده از ستمگر بستاند، سوم تحصيل داري كه ماليات عادلانه بگيرد و به مردم آزار نرساند.

 

 سپس منصور سه مرتبه سبابه خود را گزيده گفت آه، آه، آه و همين كه سبب را پرسيدند گفت چهارم بازرسي كه اخبار و عمليات اين سه نفر را به درستي گزارش دهد. آري اينها اركان مملكت هستند و بدون اينان كشور منظم نخواهد شد.

 كارمندان بريد كارآگاهان خليفه بودن و بدون واسطه با خليفه ارتباط داشتند و همين كه رييس آن اداره به خدمت خليفه مي آمد همه حاضرين متفرق مي شدند و رييس بريد گزارش خود را مي گفت و گويند چون عبدالملك حاجب خويش را تعيين كرد به او گفت ترا به امر حاجبي درگاه خويش برگزيدم ولي از ورود سه تن نزد من هرگز مخالفت نكني. نخست موذن نماز چه او دعوت كننده به سوي خداست. دوم صاحب بريد كه ناچار براي كاري مهم مي آيد. و سوم خوانسالار تا مبادا غذا فاسد شود

 

بازرسي در عصر قاجاريه

 در عصر قاجاريه تنها زماني كه به دستگاه منظم و وسيع خفيه نويسي و بازرسي و خبررساني برخورد    مي كنيم زمان صدارت ميرزا تقي خان اميركبير است، امير مفتشان زيادي گماشته بود كه گزارشهاي منظمي از آنچه در شهر و ايالات و دستگاههاي اداري و لشگري مي گذشته براي او ميفرستادند.

 كار دستگاه خبرگيري امير در سه جهت بوده است: يكي تفتيش و خبرگيري از اوضاع و ايالات و رفتار ماموران اداري و لشگري خاصه در امر ارتشا، پورسانت و جلوگيري از ماليات؛ دوم گزارش وقايع شهري از لحاظ نظم و امنيت عمومي،و سوم مراقبت در فعاليت سفارتخانه هاي خارجي. آگاهي امير بر آنچه كه در ولايت دور دست مي گذشت از نامه اي كه در ذي حجه 1367 قمري به حاكم كرمانشاهان نوشت به خوبي آشكار مي شود. نامه چنين است:

 سربازاني كه در قصر شيرين براي حفظ و قراولي آن را گماشته اند و زوار و مترددين را آزار مي رسانند و پول مي گيرند، اگر هم بگويم خبر نداريد. چگونه مي شود كه من در اين جا بشنوم و شما در آنجا خبر نداشته باشيد. (آدميت، ص 346).

 گفته رضاقلي خان هدايت كه عازم سفارت خوارزم بود گواه ديگري بر استفاده بجاي امير از مفتشان و خبرگزاران است رضاقلي خان مي گويد:

'چون از طرف امير به ماموريت برگزيده شدم، دو هزار اشرفي براي آماده ساختن وسيله سفر رسيد. خواستم بيست اشرفي به آورنده بدهم نپذيرفت و گفت تا من به درب خانه برسم اين ديوارها براي امير خبر برده اند.'

 و نيز نوشته ميرزا احمد وقايع نگار، گوياي وسعت دستگاه تفتيش و خبرگزاري امير است. «و ... بعد از آنكه امير به حسن تدبير به اندك روزگاري كار داخلي مملكت را با حسن وجوه انتظام داد و هر كس را به جاي خود فرونشانيد و درحوزه مملكت به قسمي انتظام پيدا شد و خلايق بهطوري آرام شدند و لب از هرزه گويي و ياوه درايي بستند، بلكه از آمد و شد به جاي غيرمناسب پاشيدند كه اولا هر جا يكي كه گمان قرب به پادشاه يا امير از براي او حاصل بود ممكن نبود در مملكتي مثل آذربايجان يا فارس بتواند از آنچه به جهت او معين كرده اند فلوسي زيادتربگيرد.

 همچنين عمال جز و كذلك آني نمي توانستند غفلت از نظم كنند. يك دفعه مشهود مي افتاد كه امير شرحي به فلان حاكم نوشته كه آفرين بر نظم تو؛ مثلا در يزد حاكم باشي و پادشاه به تو مطمئن باشد و در محله پشت خانعلي فلان نسبت به محبوسي فحش گويد يا تطاول نمايد. يا در فلان و در بهمان محله عمر و يا زيد مست باشد و ضربه در دست عبور كند اگر چه عربده نكرده باشد و زخم نزده باشد، كار به جايي كشيده كه اگر سه نفر با هم مي نشستند اگر حرفي از امور اخروي يا دنيوي خود داشتند مي گفتند و مي شنيدند و تا يكي از آنها مي خواست صحبتي كند كه مشتمل بر اخباري يا امر ديوان باشد آن دو نفر ديگر في الفور كنار، مي كردند و مي پنداشتند كه امير پهلوي ايشان است و چهار روز ديگر از تهران حكم مي رسد كه از عمر و زيد مؤاخذه كنند كه شما را به حرف دولت و مملكت چه افتاده. شرح اين اقسام نظم او را، دفتري ديگر لازم است. (آدميت، ص 346)ـ

 داشتن مفتشان امين و خبرگزاران دقيق موجب شده بود كه مردم او را عالم به اسرار مملكت مي دانستد و حتي عوام نسبت كرامت باو مي دادند.

 تذكر اين نكته لازم است كه بازرسي تا پيش از مشروطيت درايران همواره توأم با خفيه نويسي و پنهان پژوهشي بوده است و از اين نظر با آنچه كه پس از مشروطيت به نام بازرسي به وجود آمد متفاوت است و درحقيقت مفتشان درگذشته وظايف بازرسان فعلي و مامورين اطلاعاتي را توام انجام مي دادند.